انرژي
www.enerzhi.com
برداشت اول ساعت 7.30 عصر بود و من مثل خیلی دیگه از هموطنای عزیز در این ساعت روز (یعنی
دقیقاً 7.30 عصر )شدیداً حوصله ام سر رفته بود.تصمیم گرفتم مثل خیلی از هموطنای
عزیز در چنین مواقعی(یعنی مواقع بیکاری و سر رفتگی حوصله) روی کاناپه لم بدم و
تلویزیون رو روشن کنم.پس تلویزیون رو روشن کردم و مثل خیلی از هموطنای عزیز با
انجام چنین کاری( یعنی عوض کردن چند باره و سادیسمی کانال های محدود و بی برنامه
تلویزیون) در نهایت تصمیم گرفتم روی یکی از برنامه ها که به نظرم به درد بخورتر
بود توقف کنم و مشغول تماشا بشم. یه برنامه مستند درباره عملیات زشت و منحوس و
حرام دزدی بود. از همین برنامه های مستند و به اصطلاح آموزنده که با مجرم ها و
کارشناس ها مصاحبه می کنند و به اشتباهات و آسیب شناسی رفتار اونها می پردازند و
قراره در انتهای برنامه من به کراهت امر دزدی پی ببرم و هرگز در زندگی دزدی نکنم و
....خلاصه این برنامه آموزنده رو دیدم و بعد از اینکه حسابی آگاه شدم و فهمیدم که
دزدی کار بدیه و مسلمان حتی از دشمنش هم دزدی نمی کنه ، تلویزیون رو خاموش کردم و
رهسپار سفره شام شدم... برداشت دوم : ساعت 10 شب بود و من مثل خیلی از هموطنای عزیز در این ساعت روز(یعنی دقیقاً 10
شب) مشغول نوشیدن چای آخر شب بودم و در همین حین کانال های متنوع تلویزیون برای
پیدا کردن یه برنامه کمتر مزخرف زیر و رو می کردم و یواش یواش داشتم میفهمیدم چرا
ما ایرانی ها کنترل های تلویزیونمون اینقدر زود باطریشون تموم میشه...متوجه زیر
نویس پخش مستقیم فوتبال در ساعت 10.15 شدم.سریعاً از جا پریدم و به سرعت به
دستشویی رفتم تا بتونم فوتبال دوست داشتنی رو بدون وقفه و فشار و پارازیت تماشا
کنم. ساعت 10.15 شد و صفحه تلویزیون چمن سبز ورزشگاه رو نشون میداد که تا
چند دقیقه دیگه 22 تا از معروفترین آدم های دنیا قرار بود به خاطر سرگرمی من روی
اون دنبال یه توپ بدوند و عرق بریزند. اما در همین حال نگاه من به یک مربع سبز رنگ
، گوشه چپ بالای تصویر جلب شد و به طور همزمان فکرم به برنامه عصر ساعت 7.30 افتاد
که کارشناس برنامه مرتباً احادیث معتبر در مذمت دزدی می گفت و بالاترین گناه ها رو
دزدی می دونست و مجازات های سختی (چه دنیوی و چه اخروی) برای دزدی شمارش
میکرد...خیلی واسم جالب بود چون می دیدم سازمانی که میلیون ها تومان خرج ساخت
برنامه ای جهت مقابله و آموزش و آگاهی درباره دزدی می کنه چطور میتونه خودش
....یاد چند وقت پیش افتادم...فردی آشنا در یادم اومد که تمام دنیا رو به راستگویی
دعوت می کرد و تمام مفسدان و جنایتکاران رو به افشاگری تهدید می کرد ولی در مقابل
خودش از هیچ دروغ و جنایت و البته تقلبی صرفنظر نمی کرد.... اون وقت بود که فهمیدم
این رفتار دوگانه تلویزیون زیاد هم عجیب نیست... راستی کلاً ملتفت هستید که مرگ فقط
برای همسایه خوبه؟!؟! برای فهمیدن موضوع مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید. 1. ابتدا کف دو دست تان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید. (مانند تصویر) 2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید. 3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند. 4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد. 5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید. سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند. 6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند. 7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند. انگشت شصت نشانه والدین است. انگشت دوم خواهر و برادر. انگشت وسط خود شما. انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است. این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است. آیا تا به حال به
این فکر کردهاید که چرا در زبان انگلیسی اعداد به صورت 1، 2، 3 و… نوشته
میشوند؟ آیا میدانید که نوشتن هر یک از این اعداد یک دلیل دارد و آن تعداد زاویههای موجود در اعداد است. ماجرا از این قرار است که به ازای هر عدد
زاویه، آن عدد خوانده میشود؛ مثلا عدد 1 چون تنها یک زاویه دارد، یک
خوانده میشود. برای عدد 2 چون دو زاویه دارد، دو خوانده میشود و… برای درک بهتر به عکس زیر نگاه کنید: آخر الزمان شده انگار. هنوز احساس گرسنگی می کنم با اینکه تمام دیروز را غصه می خوردم به این فکر می کنم: من غصه را میخورم یا غصه مرا می خورد؟ بر لبانم سایه ای از پرسشی مرموز چیستم من زاده یک شام لذتباز کی رهایم کرده ای ‚ تا با
دوچشم باز سایه افکندی بر آن پایان و دانستم
آفریدی خود تو این شیطان ملعون را
زندگی دریای پرتلاطم و موّاجی است كه هر فد
ناچار است از این دریای ژرف بگذرد. برای غرق نشدن ناگزیر باید وسیله ای
داشته باشد كه خود را روی آب نگه دارد. مهم ترین اسباب رسیدن به آرامش
عبارتند از: 1ـ تقویت معنویت؛ احساس تنهایی و بی پناهی و ترس از آینده ای مجهول و تاریك. دلهره از مرگ و وجود شكست ها و ناكامی
ها،معلول فقدان ایمان و پشت كردن به دین و معنویت است. قرآن مجید بر این
نكته تصریح دارد كه بدون مذهب و ایمان حقیقی، آرامش وجود نخواهد داشت:
"آگاه باشید كه آرامش دل ها و اطمنیان خاطر تنها در سایة یاد خدا و ایمان
است".[7] لقمان حكیم به پسرش گفت: "دنیا دریای ژرفی است
كه انسان های زیادی در آن غرق شده اند. تقوا كشتی تو است. آن كشتی كه پر
از ایمان است. بادبان های آن، توكل به خدا؛ نگهبان و پاسدارش، عقل و
فكر؛ راهنما و ناخدایش، علم و تدبیر و سكان آن بردباری و تحمل است".[8] مؤمن واقعی در سخت ترین لحظات و در زیر فشار كوه های مصیبت، خم به ابرو نمی آورد بلكه با گام های استوار به جنگ حوادث می رود. دكتر كارل (جراح دانشمند و فیزیولوژیست محقق
فرانسوی و گیرندة جایزة نوبل) می گوید: دعا و نماز قوی ترین نیرویی است كه
انسان می تواند تولید كند. نیرویی است كه چون قوة جاذبه به زمین، وجود
حقیقی و خارجی دارد.[9] در جای دیگر می گوید:
نیایش را نباید با مرفین هم ردیف دانست، زیرا نیایش در همین حال كه آرامش
را پدید آورده است، به طور كامل و صحیحی در فعالیت های مغزی انسان یك نوع
شگفتگی و انبساط باطنی و گاه قهرمانی و دلاوری را تحریك می كند.[10] 2ـ واقع بینی؛ بسیاری از نگرانی ها محصول پیش
فرض ها و پیش داوری ها و بزرگ كردن مشكلات و توجه زیاد به جنبه های منفی
زندگی و افسوس بر گذشته و از دست دادن فرصت ها است. برای رهایی از آن
تأكید بر جنبه های مثبت و اصلاح فكر و واقع بینی بسیار مهم و تأثیر گذار
است. در یك بررسی از علل نگرانی ها گفته شده است: چهل درصد مصیبت هایی
است كه هرگز پیش نخواهد آمد. سی درصد مربوط به غم های گذشته و اینده است
كه غم گساری همة جهانیان تغییری در آن نخواهد داد. دوازده درصد هراس بی
اساس برای از دست دادن سلامتی است. ده درصد موضوع های جزیی و بی اهمیت است
و هشت درصد ممكن است واقعاً مایة تشویش و اضطراب باشد. پس از آن چه ما
معمولاً بیش از همه می ترسیم، در واقع به ندرت پیش خواهد آمد.[11] امام علی(ع) می فرماید: "قلبت را از اندوه گذشته آكنده مساز كه تو را از آمادگی برای آینده باز می دارد".[12] 3- اصلاح فكر: علت
ناآرامی بسیاری از افراد را باید در طرز فكر و تلقی نادرست آن ها از زندگی
جست و جو كرد. بعضی به غلط تصور می كنند هرچه رنج و مشقت است، گریبان آن
ها را گرفته و فقط آنان در معرض آفات قرار دارند. همین تصور نادرست آرامش
را از آن ها سلب می كند. آرامش و نگرانی بیش از آن كه به عوامل خارجی
مربوط باشد، متأثر از عوامل درونی و نیروی فكر و تخیل ما است. ناپلئون با
این كه شهرت و قدرت و ثروت داشت، احساس آرامش نمی كرد و می گفت: هرگز شش
روز خوش در زندگانی ام نداشته ام. در صورتی كه "هلن" كه از دو سالگی كور و
لال بود، از زندگانی اظهار رضایت كرده، اعلام می داشت كه زندگانی را بیش
از آن چه تصور می كردم زیبا یافتم.[13] 4- تنوع در زندگی: خستگی و یك نواختی كارها،
منشأ بروز بسیاری از هیجانات و فشارهای عصبی است. تفریح سالم و مسافرت و
ورزش عامل مهم جبران خستگی كار و پرورش قوای جسمانی و فكری است. [7] سورة رعد (13) آیه 28. [8] اصول كافی، ج 1، ص 16. [9] دیل كارنگی، آیین زندگی، ترجمة جهانگیر افخمی، ص 193. [10] كارل، نیایش، ترجمة دكتر شریعتی، ص 62. [11] موسوی لاری، رسالت اخلاق در تكامل انسان، ص 160 - 161. [12] غررالحكم، ج 6، ص 345. [13] دیل كارنگی، آیین زندگی، ترجمة جهانگیر افخمی، ص 121. چند روز پيش يك كتاب خوندم.اسمش < كژال > هست.بد نديدم اينجا معرفيش كنم تا اگه كسي خوشش اومد بره بخونه. كتاب جالبيه..به شخصه خيلي خوشم اومد. موضوع كليش در مورد زندگي زنان دختران روستاييه و در مورد مسائل عشقي و غيرتي و از اين جوور چيزاست... يه خانم دكتر واسه گرفتن مجوز مطبش بايد بره به يكي از اين روستاها 2سال تو درمونگاه اونجا بمونه..بعدش به دختراي عاشق اونجا كمك ميكنه و مشكلاتي براش پيش مياد و.... چند خط از اين كتاب رو ميزارم : كژال : شما خانم دكتر براي چي وقتي ديپلمت ر گرفتي شوهر نكردي ؟! براي چي رفتي دانشگاه ؟ فرق ما و شما چيه ؟مگه هر دوي ما ماله يك كشور نيستيم ؟ مگه هر دو انسان نييستيم ؟اصلا" كي به شهري ها حق داده كه آزاد بلشن و ما محروم ؟ خانوم دكتر : خب از مادرت كمك بگير.. كژال : مادرم ؟؟ اولا" كاري از دستش برنمياد..بعدشم اونم از 50تا گوسفند بدس نمياد و دست آخر بهم ميگه كه كدخدا مالداره و تو توي خونه ش خوشبخت ميشي !.... توصيه ميكنم حتما" بخونين.. اسم كتاب : كژال نويسنده : ماندا معيني ( مودب پور) ناشر : نشر علم قيمت : 4650 تومان. موفق باشين . سلام به همون عده ي كمي كه وب مارو ميخونند.. حدود 6 ماه بود كه اينجا سر نزده بودم .امروز يكي از دوستام اينجا رو اتفاقي ديد و در موردش صحبت كرديم.بعد منم كه واسم كلي خاطره زنده شد تصميم گرفتم اينجا رو دوباره تر تميز كنم. به همين خاطر قالبش رو عوض كردم و تصميم دارم رديفش كنم و توش هر روز مطلب بزارم..هر چي كه شد...از شعر و آهنگ و نرم افزار و عكس گرفته تا چرت و پرتايي كه خودم مينويسم. تا بعد. این شعرو جایی دیدم...ناخوداگاه از چشمم اشکی سرازیر شد...حیفم اومد اینجا نزارم....
دارا جهان
ندارد سارا زبان ندارد سرخ و سپید
و سبزت این بیرق
کیانی اما صد آه
و افسوس شیر ژیان ندارد کو آن حکیم
طوسی شهنامه ی سراید شاید که
شاعر ما دیگر بیان ندارد هرگز نخواب
کوروش ای مهر اریایی بی نام تو
وطن نیز نام و نشان ندارد. مهمان دل بيمار شو و بيا... به این دلیل که: - ایران
تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای
اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند!؟! - یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم. - با
اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند
میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار
می آید!؟ - برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم ، پول می فرستیم و دعا می کنیم . اما هیچ خبری از مسلمانان چچن و سودان نمی گیریم. - از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم!! - توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن ، توی ایران می برند زیر آب !؟ - در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟! - اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند - در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست - کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟! - همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت, در منازل تفریح و در خیابانها کار می کنند. توجه آقاي احمدي نژاد لطفآ مشكل گراني نان گراني سيب زميني- پياز-گوجه فرنگي- تخم مرغ -مسكن - اجاره خانه -سبزي- ميوه- معضل بيكاري - كمبود آب در تابستان - كمبود گاز در زمستان - خودروهاي بي كيفيت - وام -تورم- احتكار-اعتياد- صف طولاني شير-نفت سر سفره و...... را که دردوران حکومت شما به وجود آمده است حل وعده هاى ما بدهى ماست امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) فرمود: إِنَّا أَهْلُ بَيْت نَرَى وَعْدَنا عَلَيْنا دَيْناً كَما صَنَعَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله)(1) ترجمه ما خاندانى هستيم كه وعده هاى خود را همانند ديون خود مى دانيم، همان طور كه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)چنين بود. شرح كوتاه بدهى تنها آن نيست كه انسان
چيزى را از كسى بگيرد و مقابل آن را بدهكار شود، كسانى كه به ديگران وعده
مى دهند، در حقيقت كارى به ذمّه مى گيرند و مسؤوليتى را مى پذيرند و در
حقيقت يك دين اخلاقى غير قابل انكارى دارند. وفاى به عهد نشانه شخصيّت و
ايمان و بزرگى و صدق و راستى و موجب تحكيم مبانى اطمينان عمومى در جامعه،
و زنده كننده روح همكارى هاى اجتماعى است; و به همين دليل در اسلام،
فوق العاده روى وفاى به عهد تكيه شده است. در طول تاريخ، خليج فارس نه تنها
بخشي از خاك ايران محسوب ميشده و حاكميت آن در دست ايرانيها بوده است،
بلكه به اذعان تمام منابع تاريخي موجود اين پهنه آبي با عناويني نظير خليج
فارس، خليج عجم، درياي فارس و يا بحر فارس شناخته شده است. نام خليج فارس از جمله نامهاي تاريخي است كه از گذشته بسيار دور
تاكنون در اسناد، قراردادها و مكاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت هاي
دور و نزديك آن، از فارس و عرب، ترك و هندي تا اروپاييان قرار داشته است.
از اين رو خليج فارس به عنوان مهمترين گذرگاه نفتي جهان با موقعيت تمدني
ايران پيوندي تنگاتنگ داشته و دارد. با توجه به اينكه كوششهاي مليگرايان افراطي عرب براي
تغيير نام «خليج فارس» به «خليج عربي» در سطح بينالمللي از هيچ گونه پايه
و اساس علمي برخوردار نيست، كوشش آنها تنها وحدت واقعي جهان اسلام را به
مخاطره مياندازد. بعضي كشورهاي عربي كه در تقابل با ايران به سر ميبرند،
در قبال نام خليج فارس به دنبال منافع خود هستند و در اين بين وحدت جهان
اسلام را ناديده ميگيرند. اين عمل در شرايطي صورت ميپذيرد كه نيروهاي
فرامنطقهاي حضور روز افزون خود را با استفاده از همين گونه تنشها و
اختلافات تثبيت ميكنند. جغرافياي طبيعي و راهبردي خليج فارس خليج فارس، شيار هلالي شكلي است كه بيش از يك چهارم
ذخاير فسيلي جهان را در خودجاي داده و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند
و آبهاي آزاد راه مييابد. اين خليج طولي نزديك به 900 كيلومتر و پهنايي
نزديك به 240 كيلومتر دارد و در كشاله و چينخوردگيهاي پست و فرو افتاده
جنوب زاگرس پديد آمده است. پيشينه تاريخي بنابر مدارك متقن، خليج فارس از هزاران سال پيش نه
توسط ايرانيان، بلكه توسط ملتهايي كه با ايرانيان مراوده داشتهاند، از
جمله يونانيان و روميان با عنوان «درياي پارسي» ناميده شده است. عربهانيز
قرنها آن را «خليجفارس» يا «بحر فارس» ناميدهاند. خليج فارس با همين
نام طي هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامي كشورها و اقوام مختلف از جمله
اعراب از اين نام استفاده كردهاند. منبع : ir-psri.com ضمن عرض تبريک براي فرا رسيدن ماه مبارک رمضان ، آهنگهاي زير براي استفاده شما در سايت قرار داده مي شود: اسماء خدا - يا من هو الله الذي، لا اله الا هو الرحمن، الرحيم الملک القدوس السلام و… شما همچنين مي توانيد همه اين آهنگها را از اينجا دانلود کنيد: 17سالمه و رياضي ميخونم. خجالتی هستم و به پرسپولیس و بارسا علاقه دارم. از حامد کمیلی و حامد بهداد خوشم میاد و آهنگم فقط پاپ.... همین.


یا با غم گذشته ها منتظر باش
خوش باشید
در دلم دردیست بی آرام و هستی سوز
راز سرگردانی این روح عاصی را
با تو خواهم در میان بگذاردن امروز
گر چه از درگاه خود می رانیم اما
تا من اینجا بنده تو آنجا خدا باشی
ناشناسی پیش میراند در این راهم
روزگاری پیکری بر پیکری پیچید
من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم
برگزینم قالبی ‚ خود از برای خویش
تا دهم بر هر که خواهم نام مادر را
خود به آزادی نهم در راه پای خویش
من به دنیا آمدم تا در جهان تو
حاصل پیوند سوزان دو تن باشم
پیش از آن کی آشنا بودیم ما با هم
من به دنیا آمدم بی آنکه من باشم
پای تا سر هیچ هستم ‚ هیچ هستم ‚ هیچ
می کشیدی خلق را در راه و می خواندی
آتش دوزخ نصیب کفر گویان باد
هر که شیطان را به جایم بر گزیند او
آتش دوزخ به جانش سخت سوزان باد
ادامه مطلب
بابا ستاره ای در هفت آسمان
ندارد
کارون زچشمه خشکید
البرزلب فروبست
حتا دل دماوند آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند آسان رهید
وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران
ندارد
روز وداع خورشید زاینده
رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا نامی دگر
نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان
ندارد
دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان
ندارد
دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند دارا جهان
ندارد
آییم به دادخواهی
فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان
ندارد
تو اين دورو زمونه عاشقاي واقعي خيلي كم پيدا ميشن ولي بجاش تا دلت بخواد از اين بچه مچه ها ميبيني كه همچين دم از عشق ميزنن كه آدم باورش ميشه اينا عاشقن..من خودم خيليا رو سراغ دارم كه 12 13 سال بيشتر ندارنا اما ميگن فلاني رو ميخوام...واقعا" دنياي عجيبي شده ها...نه ؟
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی.
من هرشب در کنار اين کلبه ي محزون و غريب !
مينشينم که بيايي از دور...
و چراغي دارم !
روشن از عشق تو در سينه ي خويش ...
انتظار ... آخرين مشتري حجره ي ماست !
که به من ميگويد : منتظر باش صداي قدمش مي آيد...
نور باران افق...
خبر از رجعت يار دارد !
و دلم در قفس آهنين او شور و حالي دارد
قاصد عشق ... اگر بازآيي !
پا به خاک قدمت سجده کنان مي سايم

كمك كردن به كشور هاي همسايه و مسلمان كار پسنديده اي هست ولي وقتي كه خودمون نياز نداشته باشيم.
من اصولا" بي مقدمه ميرم سر اصل مطلب الانم همين كارو كردم. وقتي تو خود كشور ما اين همه گروني و بدبختي و دزدي و فقر و فحشاست ، چرا ما ماه به ماه اين همه پول و ....به لبنان و فلسطين و عراق و ...كمك ميكنيم ؟
مگه خودمون نياز نداريم ؟ بحث من سياسي نيست چون اصلا" از سياست سر در نميارم ولي به جاي اينهمه كمك به اين عربا كه تقريبا" 1000 ساله( 200 . 300 سال اينور اونور مهم نيست) تو خاك ما خونريزي كردن ميتونيم به اين آفريقايياي بدبخت كه آب ندارن بخورن كمك كنيم...
منبع عكس ها وبسايت انرژيه و نويسندش سيناي عزيز.



با اين حال در دهههاي گذشته برخي
از همسايگان در اقدامي كه با روح همزيستي مسالمتآميز ملل و فرهنگهاي
منطقه ناسازگار بوده است، به جاي استفاده از نام معتبر «خليج فارس»، نام
خليج عربي يا خليج را به كار گرفتهاند و اخيراً نيز علاوه بر كشورهاي
عربي پارهاي از سازمانها، ارگانها، خبرگزاريها يا مجلات و رسانههاي
بينالمللي به اين نامگذاري مجعول روي آوردهاند.
در اين نوشتار ضمن تشريح موقعيت استراتژيكي
خليج فارس، به بررسي تبارشناسانه نام خليج فارس و چگونگي شكلگيري ادعاهاي
واهي اعراب در استفاده از نام جعلي خليج يا خليج عربي خواهيم پرداخت.
خليج فارس به عنوان شعبهاي بزرگ از اقيانوس
هند كه بر سر راه كليه خطوط دريائي در مشرق عدن واقع شده است، مانند
دالاني است كه بين 24 دقيقه 30 درجه عرض شمالي و 48 دقيقه 50 درجه طول
شرقي واقع شده است. حدود آن از شمال و شمال خاوري به سواحل ايران، از شرق
به درياي عمان، از جنوب و غرب به شبه جزيره عربستان محدود است.
رودخانههاي دجله و فرات و كارون و كرخه كه از جبال ارمنستان و تركيه
سرچشمه گرفتهاند، به انضمام رودخانههاي جراح، هنديان و رودهاي كوچك ديگر
به اين دريا ميريزند.
آبهاي خليج فارس كم عمق و زير بستر آن داراي
منابع نفت و گاز (هيدروكربن) فراوان است. اين عمق در دهانه خليج 70 تا 90
متر است و هر قدر به طرف بالاي خليج ميرود كمتر ميشود و به مسافت 90
كيلومتري تا دهانه شط به 30 متر ميرسد. عمق خليج فارس در بيشتر موارد از
50 متر تجاوز نميكند و حداكثر عمق آن به حدود صد متر ميرسد. اين امر به
سادگي امكان حفاري و استخراج منابع آن را فراهم ميسازد. در صيدگاههاي
مرواريد عمق خليج فارس كمتر از 36 متر است. مساحت خليج فارس 97 هزار مايل
مربع است و طول آن از سواحل عمان تا رأس دريا در حدود 50 مايل و عرض آن در
مناطق گوناگون ميان 29 تا 180 مايل است.1
حاشيه خليج فارس شامل كشورهاي
ايران، عراق، كويت، بحرين، عربستان، قطر، امارات و عمان ميشود و در اين
بين بيشترين ساحل خليج فارس كه قابليت كشتيراني نيز دارد، تحت حاكميت
ايران ميباشد.
خليج فارس به مثابه يك راه آبي و دريايي از آغاز تاريخ
موقعيت برجسته سياسي داشته است و به نوعي خاستگاه تمدنهاي بزرگ خاور
باستان با پيشينهاي چند هزار ساله است. از قرنها پيش عيلاميها از بندر
بوشهر و جزيره خارك براي سكنا و كشتيراني و حكمفرمايي بر سواحل خليج فارس
و بازرگاني با هند غربي و دره نيل استفاده ميكردند.
اكثر مورخان
يوناني ـ از جمله هرودوت ـ معتقدند كه بابليها وسائل مورد نياز خود را كه
از عربستان و هندوستان تهيه ميكردند، از طريق خليج فارس حمل مينمودند.
به لحاظ موقعيت سوقالجيشي نيز بابل در حوالي خليج فارس در كنار دجله و
فرات قرار گرفته بود و سه درياي فارس، هند و اسود را به هم مرتبط ميساخت.
همچنين هرودوت و استرابون تأكيد ميكنند كه در اين نواحي مراكز مهم تجارتي
وجود داشته است. 2
هم اكنون نيز خليج فارس مهمترين آبراه بينالمللي
جهان است كه بيش از 50 درصد انرژي جهان در آن نهفته است . 3 خليجفارس و
كشورهاي ريز و درشت پيرامون آن (ايران، عراق، كويت، عربستان سعودي، بحرين،
قطر، امارات متحده عربي و عمان) نزديك به 10 درصد ازگستره 44 ميليون
كيلومتر مربع قاره آسيا را در بر ميگيرند.
خليج فارس در مقام محل و
معبر مبادله كالا و تجارت ميان شرق و غرب؛ نه تنها از زمانهاي دور صحنه
رقابت و كشمكشهاي ملل ذينفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلكه
هميشه و بيش از هر درياي ديگري مورد توجه علماي معرفهالارض و
باستانشناسان و مورخان و جغرافيا نويسان قرار داشته است.
تمام متون قديمي جغرافي جهان از
نقشههاي هكاتايوس و بطلميوس تا آثار جغرافيدانان و جهانگردان مسيحي و
مسلمانان، شعبهاي بزرگ از اقيانوس هند را كه از جنوب ايران به موازات
بحر احمر تا قلب دنياي قديم پيش رفته است، خليج فارس يا درياي فارس
ناميدهاند.
از سدههاي هفتم و هشتم پيش ميلاد تمام عالمان از جمله
آناكسي ماندر، هكاتوس، هرودوت، اراتوستن، هيپارك، پومپوني مله، كراتس
مالوس، استرابون، بطلميوس، مايكروپيوس، ايزيدورسويلي، محمدبن موسي
الخوارزمي، ابوزيد بلخي، ابن سرابيون، ابن رسته، ابن فقيه، قدامه، ابن
فضلان، ابن خردادبه، مسعودي، استخري، ابن حوقل، مقدسي، ناصرخسرو، ادريسي،
جيحاني، فرازي، بيروني، ابن جبير، ياقوت، قزويني، مستوفي، ابن بطوطه،
حافظ، شرفالدين علي يزدي، ابوالغازي و … درياي جنوبي ايران را تحت اسامي
و عناويني نظير خليج فارس، خليج پارس، درياي فارس، بحرالفارس، بحر فارس،
سينوس پرسيكوس،4 ماره پرسيكوس،5 گلف پرسيك،6 پرژن گلف (گالف)، 7 پرزشير
گلف، پرسيس8 ياپرسيكوس،9 ناميدهاند.
بررسي و بازنمود اوضاع و احوال
اجتماعي،سياسي و اقتصادي خليج فارس و جزاير آن پس از اسلام تا برهه تجاوز
پرتغاليها و تشريح وضعيت آن از عصر صفويه تا امروز مبحثي عظيم ميطلبد كه
از حوصله اين نوشتار خارج است. در ادامه به بررسي سنديت نام خليج فارس از
ميان منابع تاريخي ـ جغرافيايي ايراني، يوناني، اسلامي، غربي و اسناد
حقوقي خواهيم پرداخت.
1ـ منابع ايراني:خليج فارس طبق
اسناد موجود از هزاره هشتم پيش از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل
دنياي قديم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داريوش هخامنشي در مصر متعلق به
سال 518 تا 505 پيش از ميلاد، كه هنگام حفر كانال سوئز به دست آمده است،
در عبارت «درايه تپه هچا پارسا آيي تي هني» به معناي دريايي كه از پارس
ميرود يا سر ميگيرد، نام درياي پارس آمده است.
ايرانيان در روزگار
هخامنشي اين دريا را «پارسا درايا» يا درياي پارس ميخواندند. در
كتيبههايي كه از داريوش در تنگه هرمز نيز يافت شده، عبارتي پيرامون
دريايي كه از «پارسرود» سرچشمه ميگرفته است به چشم ميخورد.
در كتاب
حدود العالم به عنوان قديميترين كتاب جغرافيا به زبان فارسي كه حدود هزار
سال قبل تأليف شده است آمده است: «خليج پارس از حد پارس برگيرد، با پهناي
اندك تا به حدود سند.»
ميتوان گفت از هنگامي كه بشر تاريخنويسي را
آغاز كرد درياي جدا كننده فلات ايران از شبه جزيره عربستان را «درياي
فارس» يا «خليج فارس» ناميده است. و در هيچ يك از اين ادوار تاريخي نام
ديگري به آن نهاده نشده است.
2 ـ منابع يونانيطبق نوشته
مورخان و جغرافي نگاران يوناني كه پيش از ميلاد مسيح ميزيستهاند چون
هرودت (484 ـ 425 ق. م) كتزياس (445ـ 380 ق. م)، گزنفون (430 ـ 352 ق. م)
استرابن (63 ق. م ـ 24 م)، يونانيان نخستين ملتي هستند كه به اين دريا نام
پرس و به سرزمين ايران پارسه، پرساي، پرسپوليس، يعني شهر يا مملكت
پارسيان دادهاند.
نئارخوس، سردار مقدوني نيز موجب اشتهار درياي مكران
و پارس شده است.وي در سال 326 ق . م به دستور اسكندر مقدوني، از رود سند
گذشت و درياي مكران و خليج فارس را با كشتي طي كرد و تا دهانه آن پيش رفت.
«هكاتيوس
هلطي» از علماي قديم يونان و ملقب به پدر جغرافيا در سال 475 قبل از ميلاد
از نام درياي پارس استفاده كرده است. در نقشههاي باستاني از قول هرودوت و
گزنفون به اين دريا، درياي پارس10 اطلاق شده است.
كلوديوس پتوله مااوس
(بطلميوس)، جغرافينگار، نقشهنگار و رياضيدان مشهور قرن دوم ميلادي، در
كتاب جغرافياي عالم كه به زبان لاتين نگاشته شده، و همچنين در نقشهاي كه
كشيده، از خليج فارس با نام پرسيكوس سينوس ياد كرده است.
«كوين توس
كوروسيوس روفوس» مورخ رومي كه در قرن اول ميلادي ميزيسته اين دريا را
درياي پارس يا آبگير فارس خوانده است. همچنين در كتابهاي جغرافيايي
لاتين، آبهاي جنوب ايران (درياي مكران و خليج فارس) را ماره پرسيكوم يعني
درياي پارس نوشتهاند.
بنابراين مورخان و جغرافينگاران يوناني پيش از
ميلاد در شرح وقايع تا سده 7 ق. م يعني سقوط حكومت عيلام و تشكيل حكومت
ماد و روي كار آمدن هخامنشيان درياي مكران و خليج فارس را درياي پارس
ميخواندند.
3ـ منابع اسلاميپس از فتح ايران توسط اعراب
در سده هفتم پس از ميلاد، تلاشي براي تغيير نام «درياي پارسي» صورت نگرفت.
اعراب مسلمان، عموماً اين خليج را«بحرالفارسي» (درياي پارسي) ميناميدند و
اين نام از سوي امپراتوريهاي ايراني، ترك و عربي هم كه در 1200 سال بعد
منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.
محققان اسلامي
نظير استخري، مسعودي، بيروني، ابن حقول، مقدسي، مستوفي، ناصرخسرو،
الطاهرين مطهر المقدسي (بشاري)، ابوالقاسم بن محمدبن حوقل و … كه مطالعه
در اطراف اين درياي ايراني را تا قرن 15 ادامه دادند، در اثار و نوشتههاي
خود از آبهاي جنوب ايران به نامهاي بحر فارس، البحر الفارسي، بحر مكران،
الخليج الفارسي و خليج فارس ياد كردهاند. حتي از اين جغرافيدانان
نقشههايي موجود ميباشد كه اقيانوس هند را البحر الفارسي نام گذاردهاند.
جغرافيدانان عرب و اسلامي اين نام را از دو تمدن باستاني گرفتند و
همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدين ترتيب كه «پارسا دراياي» ايراني را
«بحر فارس»11 و «سينوس پرسيكوس»12 يوناني را «خليج فارس» ميناميدند و حتي
منظور از دو دريا در سورهالرحمن قرآن مجيد را نيز همان درياي فارس و
درياي متوسط ميدانستند.
ابوعلي احمد بن عمر معروف به ابن رسته در
كتاب الاعلاق النفسيه كه در سال 290 هجري به رشته تأليف درآورده، تصريح
ميكند: «فاما البحر الهندي يخرج منه خليج الي ناحيه فارس يسمي الخليج
الفارسي». «اما از درياي هند خليجي بيرو ميآيد به سمت سرزمين فارس كه آن
را «خليج فارس» مينامند.» 13
به گفته جرجي زيدان تاريخدان عرب، «بحر
فارس» محدود به آبهايي ميشود كه دنياي عرب را دور ميزند. جرجي زيدان
ميگويد: «بحرفارس ـ ويراد به عندهم كل البحور المحيطيه ببلاد العرب من
مصب ماء دجله فيالعراق الي ايله فيدخل فيه مانعبر عنه اليوم بخليج فارس و
بحرالعرب و خليج عدن و البحر الاحمر و خليج العقبه…». «درياي فارس ـ نزد
آنان مقدم بر همه درياهايي كه سرزمينهاي عرب از مصب آب دجله گرفته تا
ايله را احاطه ميكند، به عنوان درياي فارس تعبير ميشده و از آن جمله است
آنچه را كه ما امروز از آن به «خليج فارس» و درياي عرب و خليج عدن و درياي
سرخ و خليج عقبه تعبير ميشده و از آن جمله است آنچه را كه ما امروز از آن
به «خليج فارس» و درياي عرب و خليج عدن و درياي سرخ و خليج عقبه تعبير
ميكنيم».14
محمد عبدالكريم صبحي نيز در كتاب «علمالخرائط» در
نقشههايي كه با ترجمه عربي نقل كرده است، درياي جنوب ايران را «الخليج
الفارسي» و «بحر فارس» ناميده است. 15
نقشههاي فراواني كه از اين قرون
در دست است، علاوه بر تأكيد و تأييد نام خليج فارس، دگرگوني ياد شده در
تغيير نام بحر فارسي و دگرگوني در دايره شمول اين نامها را ترسيم ميكنند.
4ـ منابع غربي:بيشتر
كساني كه در مورد درياي پارسي و درياي مكران مطلب نوشتهاند بيگانگان و به
ويژه انگليسيها بودهاند، زيرا به لحاظ موقعيت ويژهاي كه در اين منطقه
داشتهاند كوشيدهاند تا حقيقت نهفته بماند و نامهاي جعلي و ناقص جاي
اسامي درست را بگيرد. اما منابعي از آنها بجاي مانده است كه بر صراحت
نام خليج فارس تكيه ميكنند.
در سال 1892، لرد كرزن، وزير خارجه انگلستان، در كتاب «ايران و قضيه ايران» مكرراً به نام خليج فارس اشاره كرده است.
ويليام
راجرز، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده آمريكا، در گزارش مورخه 1971
ميلادي خود در مورد سياست خارجي اين كشور از نام خليج فارس استفاده كرده
است.
در فرهنگهايي كه به زبانهاي مختلف تدوين و چاپ شده است، از جمله
فرهنگهاي آلماني، انگليسي، امريكايي،فرانسوي، تركي و … خليج فارس نيز به
همين نام آورده شده است.
امروزه در ميانآثار اعراب نيز بحر فارس به
فراموشي سپرده شده و از تركيب خليج فارس استفاده ميشود. يكي از
معروفترين دايرهالمعارفهاي دنيا يعني المنجد، سند قاطعي براي مراجعه
است كه از تركيب خليج فارس بهره برده است.
5ـ اسناد حقوقيالف ) اسناد
دلايل
و مستندات حقوقي معتبري درباره اصالت نام خليج فارس وجود دارد كه به قرن
16 ميلادي باز ميگردد. طي سالهاي 1507 تا 1560 در كليه موافقتهايي كه
پرتغال، اسپانيا، بريتانيا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ايران داشتند حتي
در متون عربي نيز از عبارت «خليج الفارسي» و در متن انگليسي «پرشين گلف»
استفاده شده است.
از جمله اين اسناد استقلال كويت است كه ميان امير اين
كشور ونمايندگان بريتانيا منعقدشده است. اين سند كه توسط عبدالسالم الصباح
نيز امضا شده است، چنين آغاز ميشود: «حضرت صاحب الفخامه الفخيم السياسي
لصاحبه اجلاله من الخليج فارسي المحترم …»
ب ) سازمان ملل متحد:سازمان
ملل متحد تا به حال دو بار نام تاريخي و اصيل اين آبراه را «خليج فارس»
اعلام كرده است. سازمان ملل خليج فارس را نامي تازه ميداند كه از آغاز
قرن بيستم جانشين نام كهن درياي پارس شده و بيش از درياي فارس مورد
استفاده قرار گرفته است.
دبيرخانه اين سازمان در سند مورخ 5 مارس سال
1971 ميلادي و يادداشت (AD311/GEN) به دولت ايران يادآور ميشود كه بنابر
عرف جاري در دبيرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشههاي جغرافيايي،
منطقه آبي بين ايران از سمت شمال و خاور و تعدادي از كشورهاي عربي از سوي
جنوب و باختر به نام خليج فارس ناميده ميشود،و اين بنا بر عرف قديمي
انتشار اطلسها و فرهنگهاي جغرافيايي است.
دومين بيانيه به تاريخ دهم آگوست 1984 ثبت شده است و در هر موقعيت، همه 22 كشور عربي نيز اسناد سازمان ملل را امضا كردهاند.
اين
دبيرخانه همچنين بابت اشتباهاتي كه سازمان ملل در برخي اسناد در به كار
بردن نام خليج فارس مرتكب شده، عذرخواهي كرده آن را اشتباه سهوي دانسته
(سند 26 ژوئن 1991 ميلادي در سازمان ملل) و از كارگزاران سازمان خواسته
است كه همواره اين موضع ايران را در نظر داشته باشند. ضمن اينكه كنفرانس
ساليانه سازمان ملل درباره هماهنگي در مورد نامهاي جغرافيايي نيز هر سال
بر نام خليج فارس تأكيد كرده است.
ادعاهاي واهيچندين
دهه از كوششهاي برنامهريزي شده اعراب براي تغيير نام تاريخي خليج فارس
ميگذرد. آبراهي كه ايران را از شبه جزيره عربستان جدا ميسازد بر اساس
تمام اسناد تاريخيـ جغرافيايي، نقشههاي موجود از يونان باستان تا دوره
معاصر و همچنين بيانيههاي سازمان ملل متحد، «خليج فارس» نام دارد و حتي
در تمام نوشتهها و نقشههاي عربي كه پيش از دهه 1960 به چاپ رسيده است از
عنوان «الخليج الفارسي يا بحر فارس» استفاده شده است. صحت ادعاي فوق حتي
در بخشي از سرود ملي قديمي مصر نيز ديده ميشود كه در آن از خليج فارس ياد
شده و مرزهاي اعراب را از خليج فارس تا درياي مديترانه ترسيم نموده است:
«حدود نامن الخليج الفارسي حتي بحر الابيض.»
موضوع تغيير نام خليج فارس
از دهه سوم قرن بيستم به دنبال سياست فارسيزدايي انگليسيها در منطقه
خليج فارس مطرح شد. هدف اصلي سياست ياد شده توسعه سرزمين انگلستان در
منطقه خليج فارس بود مانع اصلي اين سياست را بايد هويت ايراني دانست كه
ساليان دراز بر منطقه خليج فارس سايه افكنده بود. 16
اصطلاح «خليج
عربي» براي اولين بار از سوي يك ديپلمات بريتانيايي در منطقه خليج فارس
عنوان شد. «سرچارلز بلگريو» كه بيش از سه دهه نماينده سياسي دولت بريتانيا
در خليج فارس بود، پس از مراجعت به لندن درسال 1345 هجري خورشيدي كتابي
درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن براي نخستين بار از
عنوان تازه و جعلي خليج عربي استفاده نمود. چارلز بلگريو در كتاب خود با
عنوان «ساحل دزدان» ـ نامي كه پيشتر به سواحل جنوبي خليج فارس اطلاق ميشد
ـ ادعا نموده بود كه اعراب علاقهمندند خليج فارس را خليج عربي بنامند.
بدين ترتيب بلافاصله پس از انتشار كتاب،استفاده از اصطلاح جعلي خليج عربي
در مطبوعات آغاز شد و پس از چندي در مكاتبات رسمي كشورهاي حاشيه خليج
فارس، نام خليج عربي17 به جاي خليج فارس18 نشست.
اگر چه دولت ايران در
همان زمان در قبال اين عمل واكنش نشان داد و از قبول محمولههايي كه نام
«خليج عربي» را به خود داشت خودداري مينمود، اما ديپلمات بريتانيايي ـ در
راستاي سياست قديمي تفرقه بيانداز و حكومت كن ـ كار خود را كرده بود و
اعراب را با واژه تازهاي آشنا نموده بود كه بيش از پيش به جنگ لفظي عرب و
عجم دامن ميزد. از اين رو دولتهاي حاشيهاي خليج فارس تبليغات سياسي،
مكاتبات ديپلماتيك و محور برنامههاي آموزشي خود را بر نام خليج عربي
متمركز نمودند.
در اقدامي ديگر از سوي انگليسيها، روزنامه تايمز لندن
در سال 1962 در يكي از مقالات خود از خليج عربي به جاي خليج فارس استفاده
كرد و از آن زمان به بعد برخي از دولتها و شيخنشينان عرب با خريدن
روزنامهنگاران و خبرنگاران خارجي و يا با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ
نقشههايي كه خليج فارس را خليج عربي نشان ميداد مبادرت نمودند. اين
تحركات ابتدا از سوي چهرههايي چون عبدالكريم قاسم در عراق و سپس توسط
جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر ادامه يافت.
در سال 1958
سرهنگ عبدالكريم قاسم با كودتايي در عراق به حكومت رسيد و پس از مدتي
داعيهدار رهبري جهان عرب گرديد. در راستاي چنين انديشهاي از تاكتيك
دشمنتراشي براي تحريك احساسات عمومي ملي سود جست و براي نخستين بار «خليج
فارس» را به نام جعلي «خليج عربي» خواند. قاسم كه با اين عمل قصد داشت با
مطرح نمودن ايران به عنوان دشمن اصلي اعراب، توجه جهان عرب را از قاهره به
بغداد جلب كند و به رهبري خود در جهان عرب دامن زند، با شكست مواجه شد. به
شهادت اسنادي كه در همان دوران در عراق و حتي از سوي دانشگاه بغداد چاپ و
منتشر شد، قاسم حتي نتوانست توجه مقامات رسمي دانشگاهي عراق را نيز به
خود جلب نمايد.
سرهنگ جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملي جهان عرب در مصر كه
در نظريه وحدت عربي خود، دنياي عرب را از اقيانوس اطلس تا خليج فارس «من
المحيط الاطلسي الي الخليج الفارسي» ناميده بود، ديري نپائيد كه با
اوجگيري هياهو و جنجال پان عربيسم خود،19 و براي سرپوش گذاشتن بر
شكستهاي اعراب از اسرائيل20 از نام ساختگي خليج عربي سود جست. ناصر با
طرح چنين سياستي دو هدف عمده را پيگيري ميكرد. نخست زنده كردن تعصبات
نژادي اعراب و سپس رويارويي با شاه ايران كه با اسرائيل روابط خوبي برقرار
كرده بود.
دولت ناسيوناليست مصر كه با دامن زدن به چنين مسائلي سعي در
قوام و دوام بخشيدن به اتحاديه عرب داشت، از شيخ نشينهاي بحرين، قطر،
دوبي، ابوظبي، شارجه و سلطاننشين عمان نيز درخواست نمود كه در راه
آرمانهاي مشترك ملت عرب و رفاه عمومي منطقه با جمهوري عربي متحده21
همكاري نمايند. از اين رو در 23 مرداد 1342 كميسيون اتحاديه عرب در
شيخنشينهاي خليج فارس براي نخستين بار نام خليج عربي را در يك سند رسمي
ذكر نموده و به دنبال آن اتحاديه عرب تصميم گرفت اين نام مجعول را در
برنامههاي درسي كليه كشورهاي عضو اتحاده و مكاتبات رسمي به كار گيرد. 22
با
اين حال مقاصد اعراب از تغيير نام خليج فارس فراتر ميرفت و شامل استان
نفتخيز خوزستان نيز ميشد كه آن را عربستان ميناميدند. اعراب خوزستان را
بخشي از سرزمين عربي ميدانستند كه رضاشاه با حمايت و پشتيباني انگلستان
از چنگ اعراب خارج ساخته است در اين راستا در 11 دسامبر 1964 كنفرانس حقوق
دانان عرب، خوزستان را جزو لاينفك ميهن عربي دانست و در 10 نوامبر 1965
رژيم بعثي سوريه اين ادعا را پذيرفت و از آن پشتيباني كرد. 23 در واقع پشت
كلمه خليج عربي، جزاير عربي، خوزستان عربي (عربستان)، حكم فرمايي بر تنگه
هرمز و تبديل كردن ايران به زائده جهان عرب نهفته بود.24
اگر چه
تلاشهاي ناصر برخي از سياستمداران عرب را نيز با وي همراه كرده بود اما در
نهايت نتيجه دلخواهي در پي نداشت. زيرا رستاخيز عرب آنطور كه ناصر در
روياي خود مجسم كرده بود، با واقعيات فاصلههاي زيادي داشت. علت اصلي آن
نيز عدم انسجام و يكپارچگي دولتهاي عربي بود. در واقع ملتي كه ناصر از آن
دم ميزد، چيزي جز تخيل نبود.25
تلاشهاي قاسم و ناصر در جهان عرب با
قدرت يافتن صدام حسين در عراق بار ديگر توسط او ادامه يافت. صدام كه در
وهله نخست صدها ميليون دلار هزينه كرده بود تا با كمك گروهي روزنامهنگار،
دانشگاهي، ناشر و مركز نقشهسازي، نام خليج فارس را تغيير دهد؛ در پي وقوع
انقلاب اسلامي در ايران دست به تجاوز به خاك ايران زد. هشت سال جنگ تحميلي
كه با ادعاهاي واهي صدام مبني بر حاكميت بر اروند رود و عربي خواندن
خوزستان و شهرهاي ديگر ايران آغاز شده بود، در نهايت با شكست عراق خاتمه
يافت. در واقع نتيجه عملي اين تجاوز، افزايش حساسيت ايرانيان بر نام خليج
فارس بود كه در پي آن ايرانيان استفاده از نام خليج عربي را نوعي ستيز با
ايرانيت و تجاوز به تاريخ ايران قلمداد نمودند.
پس از جنگ دوم خليج
فارس و تهاجم عراق به كويت در سال 1991، نفوذ نظامي ايالات متحده بر منطقه
بيشتر شد و ديري نپائيد كه امريكاييها براي مقابله با جمهوري اسلامي
ايران به رودر رويي كشورها و شيخنشينهاي ساحل جنوبي خليج فارس با ايران
دامن زدند. از اين رو شيخنشينهاي شارجه و ابوظبي در مقابل ايران قرار
گرفتند و به طرح ادعاهاي واهي نسبت به مالكيت جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب
كوچك و تنب بزرگ) پرداختند. شيخ زايد بن سلطان آل نهيان، صدها ميليون دلار
براي تغيير نام خليج فارس و ترديد آفريدن بر مالكيت مطلق ايران بر جزاير
سه گانه هزينه كرد ولي گذشت زمان به او نشان داد كه در اين زمينه به
موفقيتي دست نخواهد يافت. اگر چه ادعاي «شوراي همكاري خليج فارس» در بيست
و پنجمين نشست سران كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در بحرين نام شوراي
همكاري كشورهاي خليج فارس را به شوراي همكاري كشورهاي خليج عربي (مجلس
التعاون لدول الخليج العربيه) تغيير دادند؛26 اما به نظر ميرسد سياست
ايرانيزدايي و فارسي ستيزي اعراب، با توجه به تعلق بيش از نيمي از خليج
فارس و حساسترين نقاط استراتژيك و ژئواكونوميك آن به ايران راه به جايي
نخواهد برد. در واقع همانگونه كه تلاش براي كنار گذاردن و يا ناديده
انگاشتن ايران از ساختار امنيتي منطقه بيثمر ميباشد، تغيير نام خليج
فارس نيز ناممكن مينمايد.
با اين حال نبايد از خاطر برد كه اعراب در
طول ساليان و دهههاي اخير تبليغات گستردهاي را به منظور تغيير نام
خليجفارس آغاز كردهاند. آنها در حالي نام شركتهاي هواپيمائي،
روزنامهها، مجلات، شركتها و بسياري از چيزهاي ديگر را بنام خليج يا خليج
عربي تغيير دادهاند كه نام «خليج پارس» در برگيرنده هزاران سال تاريخ است
و عدم استفاده از آن، بيارزش ساختن پيشينه و تمدنهايي است كه پيرامون
آن باليدهاند.
به كار بردن نام جعلي «خليج عربي» به جاي «خليج
فارس»،عنوان «شيخ شعيب» براي «جزيره لاوان»، «قيس» براي جزيرهي «كيش» ـ
و «شطالعرب» براي «اروند رود» از جمله مواردي است كه عليرغم مسلمان بودن
مردم منطقه، به منازعات هويتي و قومي ميان كشورها دامن ميزند. زيرا تغيير
نامهاي كهن جغرافيايي، تحريف واقعيتهاي تاريخي و جعل هويتهاي موجود
است. شعيب بهمن

دعاي ربنا - استاد محمد رضا شجريان
اذان با صداي استاد مؤذن زاده اردبيلي
اين دهان بستي دهاني باز شد - استاد محمد رضا شجريان
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
سعيد موسوي هستم نويسنده و مدير وبلاگ انرژي.
| Design By : Night Skin |


